![]() |
![]() |
|
| در آن نوبت که دل بندد به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم |
|
در این زندان اشک آلود و این دنیای وانفسا که دل غرق غم و حیران از آن والای ناپیدا بود باقی دل پر غم به یاد نازنین شیدا که دل در بند شد اول سپس افتاد مشکلها فغان دل به پا خیز و بزن فریاد وصل دل که من مسخ از کمال یا ر گشتم اندراین دنیا می ناب تو ای ساقی نباشد بر دلم مرهم که از آن برتر آمد باز کمند نرگس آن شیدا دو صد افسوس و صد فزیاد و حسرت باد شراب وصل و پیمان رفت وآتش مانده دردلها نمی دانم که از بهر چه فریاد و فغان در دل فرو خوردم غم دل را از آن یوسف به محفلها ز شرمم بود آن قفل دهان یا ترس دلبرها خجالت یا که وحشت از ره و رسمم به منزلها گلایه از خدا دارم در این دنیای مشکل زا چرا بر من نداد او قدرت گفتار دلبر را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 19:11 توسط تنهاترین تنها |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد و کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را
|
| پیوندهای روزانه |
|
عسل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
مرد شب goleyakh قصر عشق(بهاره) دختر آتیش پاره(مریم) نازنینin my heart علیرضا کویر تنها نازنین هگ 41 + 10 ریحانه مهناز غافل شهریار پارسا ملکه ی عشق |
|
RSS
|